تبليغاتX
hitlerboy

Welcome




Our Logo

 

 

 


Logoes

 

 


Designer

با تشکر از گروه طراحان ايران قالب که مارا در ساخت و طراحي اين قالب ياري نمودند .

 

Ir-Template.Com

 


 تازیخچه SLIPKNOT

 

گروه اسلیپکنات در اواخر سال ۱۹۹۵ تاسیس شد. در آغاز کار اعضای گروه تمایلی به فاش ساختن هویت خود نداشتند و به همین دلیل دست به یک ابتکار جدید زدند و آن ساختن ماسکهایی به شکل های مختلف بود که هر کدام از این ماسکها شخصیت و تمایلات صاحب خود را نشان می دهد. ابتکار دوم این گروه شماره گذتری به جای اسم اعضای گروه بود. اعضای این گروه شماره هایی از 0 تا 8 را برای خود در نظر گرفتند و به جای اسم های خود قرار دادند. سبک این گروه نیز مانند رقیبان همزمان خود نئوگوتیک متال بود که تحولی در در راک آلترناتیو آن موقع محسوب می شد.

اعضای این گروه به ترتیب شماره از 0 تا 8 عبارتند از: Sid Wilson, Nathan Jones Jordison,Paul Joness, Chris Fehn, James Soui,Caring Jones, Shawn Carhan, Micheal Thomson وCorey Taylor.

خصوصیات اعضای گروه: سید ویلسون شماره صفر گروه است. او در 15 مارس سال 1978 به دنیا آمده است و نوازنده Tum tables می باشد. نفر بعدی ناتان جونز جوردیسون متولد 26 آوریل 1975 می باشد وی در گروه نقش درامر را ایفا می کند و مانند بقیه اعضای گروه تجربه بودن در گروههای دیگری را نیز دارد. نفر شماره دو گروه پاول جانس متولد 8 آوریل سال 1972 می باشد. او در گروه نقش بیسور و گیتاریست را ایفا می کند اما تخصص اصلی او گیتار باس است. نفر سوم گروه کریس فن است. او در 24 فوریه سال 1972 به دنیا آمده است و نوازنده درامز است. نفر بعدی یا همان نفر شماره چهار جیمز سویی است که تجربه بودن در گروه Stone sour را دارد. شماره پنجم گروه کارینگ جونز است که تخصص وی نواختن samples می باشد. نفر بعدی شوان کارهان است وی در 24 سپتامبر سال 1976 به دنیا آمده است و نقش Custom peramssia را ایفا می کند. نفر شماره هفت این گروه کمی با بقیه فرق دارد و آدم باهوش و آرام و کنجکاوی ست. اسم او مایکل تامسون است و در 3 نوامبر سال 1973 به دنیا آمده و گیتاریست گروه به شمار می رود. او از کودکی از شماره 7 خوشش می آمده و معتقد است که این عدد بر عکس بقیه اعضای گروه که شماره شان برایشان بد شانسی می آورد برایش خوش شانسی می آورد. آخرین نفر شماره هشت گروه کُری تیلور است وی بنیانگذار گروه و خواننده و شاعر گروه است.

اولین آلبوم این گروه Mate feed kill repet نام دارد که برای تبیلغ این آلبوم اقدام به به بر پایی کنسرت با گروه معروف متالیکا کردند.

دومین آلبوم این گروه slipknot نام دارد که در سال 1999 به بازار عرضه شد. یکی از بهترین ترانه های این آلبوم no life نام دارد.

گروه در سال 2001 سومین آلبوم خود را با نام Iowa به بازار ارائه داد و توانست انسجام خود را حفظ کند و سر انجام در سال 2004 آخرین آلبوم خود را که Vol 3: Subliminal verses نام دارد را به هواداران خود تقدیم کرد.

+| نوشته شده توسط hitlerboy در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385 و ساعت 0:5 
 


 

 

 

من دوست دارم تا در خورشیدت پرواز کنم

به نیروی احتیاج دارم تا من را بی حس کند

زندگی همانند یک مسیحی جوان

من فردی روحانی متمدن و روانی هستم

آه مریم

از جوان شدن میترسم

مریم

همه را از جوانها میترسانم

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

تو هچگاه نگفتی که توانایی لطمه زدن را داری

جاده من دور تا دور جهنم می چرخد

در جهنم کسی نیست که اینجا را دوست نداشته باشد

به سرعت زندگی کن و همچنین به سرعت بمیر

تا چه زمانی میتوانی اینکار را به پایان برسانی

همه را از جوانها میترسانم

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

تو هچگاه نگفتی که توانایی لطمه زدن را داری

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

من میخوام زندگی کنم من میخوام عاشق باشم

اما این راه طولا نی و سخت خارج از جهنم است

همه دارایی من رو بفروش برای همه چیز, همه چیز بجز تو

همه دارایی من رو بفروش برای همه چیز, همه چیز بجز تو

همه دارایی من رو بفروش برای همه چیز, همه چیز بجز تو

+| نوشته شده توسط hitlerboy در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385 و ساعت 15:10 
 


 گروه "آگالوچ"

  بدون مقدمه چینی می روم سراغ اصل مطلب. فقط با ذکر همان معذرت های همیشگی بابت تاخیرهای همیشگی ام و تشکر از پی گیری علاقه مندان و همه ی کسانی که از سر لطف نظر می دهند - حتی منفی. ببخشید که معمولاً در دادن پاسخ به پیام ها کلی تاخیر می کنم. تاخیر انگار قرار است یار و همراه همیشگی من بماند. او را و مرا ببخشید. مثلاً قرار بود بدون مقدمه چینی برویم سراغ اصل مطلب. این تاخیر را هم ببخشید. گفتم که...

 زیبایی نفس گیر موسیقی آگالوچ(Agalloch) را فقط با تجربه کردن/شنیدن آن می توان دریافت. با گوش دادن به آثار این گروه به بهترین شکل می توان ظرفیت های عظیم موسیقی متال برای آفرینش زیبایی را درک کرد و در واقع می توان آن را پاسخ قاطعی به حساب آورد به تمام کسانی که به اشتباه زیبایی شناسی متال را دست وپاگیر و محدودکننده تلقی می کنند، آن هم در حالی که عملاً موسیقی متال شاید پرتنوع ترین و رنگارنگ ترین شاخه ی موسیقی مدرن باشد. و موسیقی آگالوچ دربردارنده ی کمالی است که تنها به لطف نبوغ می توان به آن دست یافت.

یکی از اولین عناصری که در کار این نوابغ بی بدیل متال جلب نظر می کند این است که با وجود آمریکایی بودن گروه، سبک کار آن - سبکی به شدت اتمسفریک، شاعرانه و سرشار از احساس - بیش تر کار گروه های اروپایی را تداعی می کند، به خصوص موسیقی متال اسکاندیناوی را. قطعاً یکی از دلایل مهم این امر، شرایط اقلیمی زادگاه اعضای این گروه است، یعنی پرتلند- اورگون، مکانی سردسیر و بسیار پربرف با چشم اندازهای طبیعی خیره کننده که شرایط اقلیمی اش بیش تر به کشورهایی مثل سوید، نروژ، فنلاند و ... شباهت دارد. همین حس و حال زمستانی بیش از هر حس دیگری بر کار آگالوچ غلبه دارد. موسیقی به شدت فضاپرداز گروه، چشم اندازهای پربرف و زمستانی و  اندوه سرد ولی شیرینی را در ذهن و روح شنونده القا می کند.

طبقه بندی کردن نوع و سبک کار آگالوچ، مثل همه ی گروه های نوآور و اریژینال متال، کار بسیار دشواری است. موسیقی، ترکیب منحصربه فردی است از فولکFolk، بلکBlack، دومDoom و گوتیکGothic، بسیار اتمسفریک و گاه حماسی، بسیار تغزلی و پراحساس، و صد البته اغلب افسرده و غمناک ولی اندوهی پالاینده، نه عذاب اور و آزاردهنده. به لحاظ صدای خواننده نیز کار تنوع بسیاری دارد: صدای خواننده ی گروه - جان هام John Haughm - کاه یک صدای بلک درجه یک است، گاه صدای صاف فوق العاده گرم و دلنشینی است و گاه چیزی بین این دو. خیلی وقت ها هم صدای او به نجوای غریبی تبدیل می شود. گاه صدای بسیار زیبای زنانه ای نیز آهنگ ها را همراهی می کند.

 موسیقی سرشار از "ریف"های عالی، سولوهای ماهرانه و همراه با استفاده ی گسترده ای از گیتار آکوستیک است، همه با آرانژمان های درجه یک. ولی موسیقی به همین جا محدود نمی شود و سازهایی مانند پیانو، ویولن، کنتراباس، کیبورد و حتی سازهای فولک و گاه غریبی مثل شاخ گوزن (!) هم به کار گرفته می شود. گاه سه یا چهار گیتار با هم نواخته می شوند و بی دلیل نیست که ساخت برخی از آهنگ ها دو سال یا حتی بیش تر (!) طول کشیده است. این نشانه ی وسواس کمال گرایانه ای است که با شنیدن موسیقی آن ها به خوبی می توان به آن پی برد.

آگالوچ در سال ۱۹۹۵ شکل گرفت ولی کارش را از سال ۱۹۹۹۶ با دمویی(Demo) به نام From Which of This Oak شروع کرد که قطعاً یکی از درخشان ترین دموهای تاریخ متال است و نشانه ای از نبوغ انکارناپذیر این گروه. در این دمو خیلی از عناصر آشنای آثار بعدی که مشخصه های همیشگی کار آگالوچ اند وجود دارد. مثلاً استفاده از صدای خواننده ی زن، پاساژهای متعدد گیتار آکوستیک، پیانو، اینترلودهای بی کلام و لطیف و البته با همان حال و هوای افسرده ی بسیار تاثیرگذار و احساس برانگیز.

نخستین آلبوم بلند گروه با عنوان Pale Folklore در همان سال ۱۹۹۹ اوج توانایی های آگالوچ را عرضه کرد. آهنگ ها طبق معمول طولانی اند. ریف های فوق العاده گیرا، قطعه های بی کلام طولانی، صداهای زنانه ی بسیار زیبا در پس زمینه، سولوهای درخشان، استفاده ی حیرت انگیز از پیانو برای گسترش اتمسفر افسرده ی کارها، افکت هایی مثل صدای باد و توفان، زوزه ی گرگ و صدای قدم برداشتن روی برف و ... و البته ملودی های بسیار جذاب و فراموش نشدنی، اشعاری مثل همیشه درخشان، تغغیرهای مکرر در تمپو و... این اثر نبوغ آسا واقعاً قابل توصیف نیست و بارانی بی وقفه از زیبایی ناب و مسحور کننده ای است که ۶۲ دقیقه ی تمام شما را با خودش در سفری بی نظیر و  ملکوتی همراه می کند. از آهنگ سه قسمتی و حدوداً ۱۹ دقیقه ای ابتدای آلبوم تا قطعه ی بی نهایت زیبا و سحرآمیز پیانو و... تا آهنگی ۱۲ دقیقه ای در پایان که قطعه ی پیانوی غمناک، باشکوه و درعین حال مخوفی آن را به آخر می رساند. زیبایی محض، ناب و ملکوتی که موسیقی در آن اوج متعالی و دست نیافتنی اش است. در ضمن این آلبوم، محبوب ترین آلبوم تمام عمرم هم هست!

در سال ۲۰۰۱ گروه یک EP با عنوان Of Stone, Wind and Pillors عرضه کرد که مثل همیشه درخشان و نبوغ آساست. این اثر ۳۱ دقیقه ای متشکل از دو آهنگ بی کلام شاهکار است، اجرای دوباره ی آهنگی از دموی گروه (که یکی دیگر ار آهنگ هایش هم در Pale Folklore دوباره اجرا شده بود) و دو آهنگ دیگر که یکی از آن ها اجرای مجدد آهنگ بسیار زیبایی از گروه Neofolk توانای Sol Invictus است. فقط آگالوچ می توانست این آهنگ را از اصل اش هم زیباتر در بیاورد، به خصوص با صدای مسحورکننده ی جان هام.

دومین آلبوم بلند گروه، شاهکار بی نظیر دیگری بود به نام The Mantle .آلبومی ۶۸ دقیقه ای با همان ترکیب خاص آگالوچ از فولک، بلک، دوم، گوتیک و... که با مقدمه ی معرکه ای که عمدتاً با گیتار آکوستیک نواخته شده شروع می شود و بعد آهنگ ۱۴ دقیقه ای نفس گیری از راه می رسد با ریف ها و سولوهای درخشان و ترکیبی بدیع از گیتار الکتریک و آکوستیک. در این آلبوم جان هام از صدای بلک خودش خیلی کم تر استفاده کرده. قطعه های بی کلام طولانی و گاه بسیار فولک، همان افکت های همیشگی، استفاده از سازهای متنوع، حتی ماندولین و ترومپت و کنتراباس و... حال و هوای کار با Pale Folklore تا حدی تفاوت دارد که این شاید تا حدی به خاطر رفتن کیبوردیست گروه - شین بریر Shane Breyer- باشد. با این حال قطعاً نمی توان آن را حتی ذره ای ضعیف تر به حساب آورد و خیلی ها  را بهترین کار گروه می دانند. فضای اثر همچنان افسرده و "زمستانی" است و بسیار شاعرانه، طبق معمول با اشعار درجه یک.

آگالوچ علاوه بر کارهایی که در بالا به آن ها اشاره شد، دو EP دیگر هم عرضه کرده - هرکدام با تنها دو آهنگ - که در عین زیبایی و داشتن مشخصه های همیشگی کار گروه، بیش تر کارهایی تجربی هستند و عمدتاً هم بی کلام و درواقع حاصل میکس مجدد برخی از آهنگ های قبلی گروه هستند. البته این دو اثر  The Grey و Tomorrow Will Never Com که در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ عرضه شده اند، کارکرد دیگری هم دارند و آن هم فرونشاندن بخشی از عطش همیشگی دوستداران گروه - که معمولاً خیلی هم متعصب و دوآتشه هستند - تا پیش از عرضه ی آلبوم سوم گروه است که خوشبختانه قرار است به زودی - در اوایل ۲۰۰۶ - عرضه شود. این نخستین آلبوم رسمی و بلند گروه پس از چهار سال خواهد بود که البته با توجه به کمال گرایی دان اندرسن Don Anderson (نوازنده ی گیتار)، جان هام John Haughm (خواننده و نوازنده ی گیتار و درامز) و جیسن ویلیام والتن Jason William Walton (نوازنده ی بیس) اصلاً عجیب نمی نماید. پیشاپیش اطمینان دارم که اثر جدید گروه هم شاهکار دیگری خواهد بود. اصلاً این سه نفر جز شاهکار چیز دیگری خلق نمی کنند

+| نوشته شده توسط hitlerboy در یکشنبه 3 اردیبهشت1385 و ساعت 14:57 
 


 درود بر سلطان مطلق تاریکی ها

 

این چند وقته سرم به خاطر تبلیغات متال خیلی شلوغ بود و نتیجه این کار هم وارد۴ نفر در دنیای مجازی و ۸ نفر در دنیای حقیقی به دنیای واقعی یعنی متال بود برای همین اون پستی که در مورد خودکشی از گروه  cradle of filth بود و نتونستم تموم کنم ولی قول میدم تا این هفته یا هفته بعد براتون بذارم و تا جای که امکان داره خود آهنگ هم براتون آپلود کنم . بعد از این دو جمله میریم سراغ پست جدید !

۱- اگر از زندگی کردن رازی بودم هنگام به دنیا آمدن نمیگریستیدم !!!!!!

۲-آگاه باشید که عشق سرآغاز بندگی است.آری تک تک شما بنده اید.عشق نمی ارزد به بندگی موجودی از سرزمین کفر، موجودی از دیار گناه، موجودی به اسم انسان.پس عشق بورزید به خدایانتان . که درمان بودن است . شیطان اینجاست و خدا فردا مهمان او !!!!!!!!

متال

متال ، واژه ای که هر کدام از ما به نوعي با آن آشنا هستيم . تيپ ظاهری که اکثرا با نام متال يا هوی در بين قشری از مردم وجود دارد يا موسيقي سنگين و گوش خراش يا رفتار ضد هنجار و ارزش ... همه و همه تصوراتي است که از متال برداشت ميشود ولي اصل و ريشه ی اين کلمه چيست و چه کسي يا کساني آن را پايه گزاری کردند؟ انسان امروز باخو گرفتن به زندگي ماشيني خود را فراموش کرده و به همان ابزارکاری خود تبديل ميشود . بي توجهي و بي احساسي وی را فرا گرفته و ديگر به ارزشها و قوانين پايبند نيست و به همه چيز بي اعتنا ميشود . مکاتب و مذاهب عده کمي را دور خود جمع کرده اندو نافرماني به حد اکثر رسيده و عدالت از بين رفته و تفکر مردم از آنها گرفته شده و زندگي ساختگي به آنها تزريق ميشود درين ميان عده اي مي آيند و سخن از عدالت به ميان مي آورند و از حقوق پايمال شده انسانها سخن ميگويند، محيط جديد امروزی را به آنها معرفي ميکنند و از خطرها آگاه ميسازند و روز به روز انسانهای زيادی را از مرگ معنوی و روحي نجات ميدهند و جنبش عظيم متال را پايه گزاری ميکنند متال ي موسيقي عادی نيست بلکه يک جنبش عظيم فکری و تحولي دروني برای انسانهاست . جنبشي که از حقوق افراد دفاع ميکند و قصد دارد با نشان دادن پستي ها و رذالت ها انسان را در مسير اصلي خود هدايت کند و با ابزار سخت خود ، سخت ترين انسانها را فرو ميريزد و انسان متکي به نفس و تفکر خويش را به وجود مي آورد زندگي از آن ماست تا آن را به شيوه ی خودمان زنگي کنيم اين عده از هر عنصری اسنفاده ميکنند تا اعتراض خود را نشان دهند ، از نوع لباسي که به تن ميکنند از مدلهای ريش و موگرفته تا برخوردهای اجتماعي ، ... همه و همه نشانه ی اعتراض آنها به زندگي تزريق شده و واهي است ولي تفکرات غلط و اشتباه در مورد متال چگونه شکل ميگيرند که عده ای آن را ناهنجار و موسيقي خشونت مي خوانند متال پس از جنگ جهاني دوم پايه گزاری شد ، واقعه ای که بر روی همه ی کشورهای جهان مخصوصا کشورهای اروپايي تاثير بدی گذاشت و همه ملتها با مشکلات جدی روبرو شدند . جنگ فرزندان خود را بلعيد و قهرمانان ميدان های نبرد با وجود رشادتهای فراوان کنار گذاشته شدند و فساد همه جا را پر کرد و اين آغاز زندگي بي محتوا و خالي از ارزش برای انسان بود و به تدريج انسان را از هاله ی انسانيت خارج کرد . حکومت های سياه به بهره کشي سياسي و اقتصادی از مردم پرداختند و زدگي آنها از آنها گرفتند اينک جهان رفته و من تک مانده ام ، پروردگارا! ياری ام ده !
به اميد مرگ نفسم را در سينه حبس ميکنم ، پروردگرا خواهش ميکنم ياری م ده

تاريکي زنداني ام کرده ، همه آنچه ميبينم ، ترس و وحشت مطلق نه ياری زيستن ندارم نه توان مردن ، در دام افتاده در درون خود متال يک عامل اساسي در برابر خفقان و سکوتي بود که دولتها به وجود آوردند ، با صدای بلند و کوبنده فرياد ميزد و حقوق خود را طلب ميکرد و مردم را آگاه مي ساخت گرگهای قدرت به در خانه ات کمين کرده اند مي شنوی؟چون سايه به دنبال تو هستند به زودی فرو مي نشاني اشتهايشان راآنها مي بلعند زير چکش های عدالت خورد خواهي شد، به خاطر قدرت درين زمان حربه حکومت های سياه به کار گرفته شد و سعي بر اين داشت که چهره اين موسيقي را نزد مردم خراب کنند و مردم را نسبت به آن بي اعتماد کنند ، آليس کوپر تحت فشار قرار گرفت و مورد تمسخر مورم شد ، آزی آزبرن به جرم شيطان پرستي !!! به دادگاه کشيده شد ، بزرگاني چون فردی مرکوری مورد انتقادهای شديد قرار گرفتند و ... با اين وجود اين جنبش به کار خود ادامه داد و موفق شد بر اين توطئه ها پيروز شود و اين سبب شد که مخالفان اين موسيقي به فکر توطئه ای ديگر برای بد نامي اين موسيقي بي افتند و آن آسيب از درون بود ، انحرافات و اختلا فات به وجود آمد ، عقايد بي ارزش مطرح شد و کيفيت اشعار پايين آمد و مفاهيم پوچ و بعضا عاشقانه جای اشعار والا و گرانقدر راجر واترز ، جيمز هتفيلد ، روني جيمز ديو ، آزی آزبرن ، اريک آدامز و ... را گرفتند تا اينکه امروزه از هر صد گروه متال ، تنها يک گروه اصيل وجود دارد و اين عاملي شد تا با نام متال هر سوء استفاده ای بکنند و از ارزش و اعتبار اين موسيقي بکاهند، کرت کوبين های زيادی دست به خود کشي زدند و آليس کوپر های زيادی گوشه نشيني را اختيار کردند، اکنون افتخار"هيم" اشعار عاشقانه اين گروه است و اين چيزی نبود جز آجر ديگری در ديواری که پينک فلويد از آن برايمان ميخواند ما هيچ پرورش و هدايت افکار نمي خواهيم
"
در کلاس گوشه نشيني موقوف ، معلم ها دست از سر بچه ها برداريد

همه ماجرا فقط آجر ديگری است در ديوار
و شما هم فقط آجر ديگری در ديوار هستيد" و مواد مخدر که يکي از مسائلي بوده که از دير باز مورد نکوهش بزرگان متال بوده در صورتي که امروزه هيچ کسي بدون استفاده ازين مواد توهم زا در يک کنسرت متال حاضر نميشود ! اين مسئله ای است که استخوان متال را به لرزه در مي آورد و گروههای متال د ست نشانده بار سنگيني برای آن ميشوند که تحمل آن بسيار دشوار است اين ها تمامی سائلي بود که سبب به وجود آمده افکار مختلف در مورد متال شده و طرفداران واقعي اين موسيقي در حالي که در بين سيل متال بازان منحرف و گمراه غرق شده اند ، منتظر مي مانند تا کس ديگری بيايد و برای آنها بخواند " و آنگاه خدايان هوی متال را آفريدند و ديدند که خير بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم و ما عهد بستيم چنين کنيم
وقتي بازندگان ميگويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوی متال را آفريدند و هرگز نخواهد مرد

+| نوشته شده توسط hitlerboy در یکشنبه 3 اردیبهشت1385 و ساعت 14:54 
 


 خودکشی

 

اشتباه نکنید خودکشی هدف دیگر ماست

درود بر تاریکی ها

من این پستو مجبور شدم بدم علتشم این بود که بعضی ها میل زده بودند و یه حرف های عجیبی می زدند . من فکر میکنم این ها قدرت درک حقایق را ندارند و اینان هستند پیروان حقیقی خدا. و عده ای دیگر هستند که می خواهند فلسفه ی هستی را درک کنند و آنگاه است که از درگاه خدا رانده و دوزخی نامیده می شوند پس درود بر این گروه.من با گروه اول کاری ندارم و میذارم تو جاهلیت خودشون دست و پا بزنن و برای اینکه گروه دوم از هدفشون گمراه نشوند و به گروه کجروان نپیوندند یه توضیح مختصر می دم .

ما خودکشی رو زمانی میکنیم که به هدفمون رسیده باشیم ؟!...

شاید اینو بپرید که وقتی کسی به هدفش رسید حتمآ به اون علاقه مند بوده که دنبالش رفته و حالا خودکشی با عقل جور در نمی یاد چون دل کندن از چیزی که دوست داری سخته ؟!...

خوب باید بگم که هدف ما دوست داشتن نیست بلکه هدف ما نفرته ؟!...

نفرتی که دنیا به ما آموخته ما باید از تمام جنایت ها و تجاوزها و خلاف ها تجلیل کنیم و براشون هورا بکشیم اگر به هر نحوی که شده برای ما لذت بخش باشند .

ما باید همه آدمیان را از خودمون آگاه کنیم به هر نحوی که شده(تجاوز , جنایت و..)

نمونه اینارو میتونید تو لیراکز های متال پیدا کنید که من یدونشو که حدود ۹ دقیقه موزیک و ۵ صفحه لیراکز هست خلاصه توضیح میدم

روزی که یک مردی لباس سیاه پوشیده و اسیر شیطان شده داشته با یک دختره هرزه سکس میکرده و بد جوری به دختره حال میداده بعد از اون دختره که اسمش الیزابت بوده می فهمه حامه شده و به خاطر این حادثه همه مشروب خوردند و هورا کشیدند(شیاطین)حالا دیگه همه اونو میشناختند بعدش یکی میاد با عشق اونو بغل میکنه و بعد میندازتش تو سگ دونی و پس از کلی شلاق زدن به اون تجاوز میکنه حالا دیگه الیزابت تحت کنترل هوس و هوس بازیه و بعد از این ماجرا الیزابت در تاریکی و در خفقان و با گریه و فریاد گوشت فاسد رحم خودشو می بره و می خوره و بعد از اون برای خودش قبری میکنه و خودشو میکشه واقعآ موزیک جالبیه و همین یه بند توی دو صفحه نوشته شده بعد از مرگ هم اتفاقاتی براش میفته که فکر میکنم گفتن اینا برای این وبلاگ زوده . 

هدف ما آگاه کردن دیگران از پوچی و خودکشی است ( حقیقت )

+| نوشته شده توسط hitlerboy در یکشنبه 3 اردیبهشت1385 و ساعت 14:52 
 


 شعری از MM

 

تقدیم به دوستداران مرلین

امروز من کثیف هستم

میخوام زیبا (تمیز) بشم

فردا میدونم بازم کثیف هستم

امروز من کثیف هستم

میخوام زیبا (تمیز) بشم

فردا میدونم بازم کثیف هستم

ما هیچی نیستیم...

میخواهیم کسی بشیم

وقتی که ما مرده ایم

تازه آنها میدونن که ما کی هستیم

ما هیچی نیستیم...

میخواهیم کسی بشیم

وقتی که ما مرده ایم

تازه آنها میدونن که ما کی هستیم

دیروز من کثیف بودم

میخواستم که (تمیز) زیبا بشم

حالا من میدونم که برای همیشه کثیف می مانم

دیروز من کثیف بودم

میخواستم که (تمیز) زیبا بشم

حالا من میدونم که برای همیشه کثیف می مانم

ما هیچی نیستیم

میخواهیم کسی بشیم

وقتی که ما مرده ایم

تازه آنها میدونن که ما کی هستیم

ما هیچی نیستیم

میخواهیم کسی بشیم

وقتی که ما مرده ایم

تازه آنها میدونن که ما کی هستیم

بعضی از بچه ها روز دیگری مردند

ما ماشین ها را غذا میدادیم و سپس نماز میخواندیم

بلند می شدیم و می نشستیم در عقیده های نا خوشایند

تو باید وضع آن روزها را دیده باشی

بعضی از بچه ها روز دیگری مردند

ما ماشین ها را غذا میدادیم و سپس نماز میخواندیم

بلند می شدیم و می نشستیم در عقیده های نا خوشایند

تو باید وضع آن روزها را دیده باشی

+| نوشته شده توسط hitlerboy در جمعه 1 اردیبهشت1385 و ساعت 22:58 
 


 

This Template is Designed By : Ir-Template.com

   RSS  

 

Menu

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
زيباترين قالب هاي وبلاگ


Author



Categories

تاریحچه متال
دانلود متال
تاریحچه راک



Archive

هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384


Friend's Links

زيباترين قالب هاي وبلاگ
بچه های ایرونی........سرگرمی و تفریحی
www.pmcmusic.blogfa.com
دانلود هر آهنگی که فکرشو میکنی
هر چی که فکرشو میکنی برای دانلود
paziraee.blogfa.com
اولین وبلاگ رسمی هواداران متالیکا در بلاگفا


Daily Links

manx
Iranian Satanists Movement
miladica
آرشيو پيوندها

 

Others